برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی
نشستهام به تماشای چشم چون پریات
که سهم من بشود یک نگاه سرسریات
که سهم من بشود سرزمین موهایت
اگر اجازه دهد مرزهای روسریات
زمان عرضهی لبخندها حواست نیست
که کشته میدهد این خندههای دلبریات
نگاه کن که دوباره به خود بگویم کاش
که این نگاه نباشد نگاه آخریات
مگر چه کرده دل بیگناه من خانم
که دل نمیکنی از شیوهی ستمگریات؟!
چه قدر مثل تو باشم، تو هم کمی من باش
که در معامله ثابت شود برادریات!
مصطفی الوندی سطوت
برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی
چه دارد برای تو، تنهایی کبریا؟
خدایا! اگر هستی از عرش پایین بیا!
وطن کو؟ که عشقی بورزم به «سیما»ی آن
که بیزارم از دین و تاریخ و جغرافیا
خدا! اینهمه قارّه! جا مگر قحط بود؟
چرا سرزمین من افتاده در آسیا؟
غزل را کتک میزند ناظم محترم
ببین ترکه و خطکش افتاده دست کیا!
پر از گوش مخفیست این چاردیوار شعر
بله! شعر؛ این سازمان همیشه «سیا»
پدرخواندهی مردهام بس که خط خوردهام؛
که میراثداری ندارم در این مافیا
مریم جعفری آذرمانی
برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی
برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی
برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی
برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی
برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی